کلاف کوری به…

کلاف کوری به کفم داد
بربام آه و ماتم

که تا انتها حدر بروم
ودر رفتی در پلکهای پکرم 
که  گود رفته بود
تا پشت کمرم قرنیه

و من  به این قابله از پشت
در گذشت خون این لگن
این زنیکه ی شیرده

در شبکیه