هیچ…

گاهی چیزهایی است که بیشتر است هر گاهی که در هم است
و آگاهی
که برای یک نفر حتی غیر از نا شناس نیست
حتی یک نفر که خیلی باریک
و برای خودم بازی با ریختن آبی است که ریخت
اگر نبود آب برای ریختن است
در برابر آب نیست

به پیاله چه می ماند
چه میشد بود مگر که نشد
چرا هیچ