شبیه ماه…

شبیه ماه مرده ای
شبیه آه  مرده ای
شبیه فال
شبیه لال
شبیه زار  مرده ای
شبیه راز  مرده ای

که مرده ای
که در کفن شمرده ای
فشرده ای به ناله ای
که روح من شب از تن است
تن از تنم
تو از طناب من روان
کمان کشد
به سوی شط
ستاره ای دوان در آن

تو خواجه ای
تو مابه ای
تو خایه ای
تو از کفن
تو از کمر
تو از درون سایه ای

درون خون من کمان
درون آسمان کمان
کرم و کتاب آسمان
سلاح پنج گانه ای

شعرو حباب و هم هوا
هفت ِهوا
هشتِ هوا
شد به کمین فسانه ها
غسال ما سپاه ما
فسانه ها به آه ما
سلاح ما سلاح ما

  زیر سلاح داغ ما
مرغ و خروس مرده ای
  .چشم و چراغ تاج را