میگن رفتی…

میگن تو آدم نیستی
میــگن
خیلی چیزها میــــگن
میگم راست میگم
میگن تو آدم نیستی
میگن چیزی نگو اگر بگی آبروی ما
میگم اگر بذاری من برم
میگن اگه بری آبروی ما
میگم چی بگم
میگن رفتی
ِمیگن ظلمت از من
میگم من از ظلمت بدم نمیاد
چون یاد خودم میوفتم
میگن خدا نورِ
میگم من توی ظلمت اون و صدا
میگن صدات تا کجا
میگم لازم نیست  کدوم صدا
میگن تو تکلیفت روشنه
میگم شما
میگن  نه تو با خودت
کدوم شما
میگم صدای نورو مثلا ظلمت میشنوه
انگار صحرای کربلا توی مشتمِ
میگن این با خودش هم دشمنِ
میگم  تو سنگ کی و به سینه میزنی
میگن تو دست از سر خودت
میگم خدا مگه سنگِ
میگن نه ما سنگ پا رو زدیم به  سرت
میگم  نکنه سرت پاره سنگ
میگن نه ما دوست داریم ولی سر به سرت
میگم ما
میگن مگه قرار نشد حرفی نزنی
میگم از کدوم قرار حرف میزنی
میگن همین امروز یا فردا رفتی
میگم خوب همین الان چرا
میگن همین الان رفتی