دو روز مرده …

دو روز مرده بودم
کسی کاری به من نداشت
جز مادرم
مرده شوی دستهای کبود مرا می کشید
بعدها دستهام کنار من نبود
و مادرم
بر بام امامزاده ای می خزید
شاید
اونیز مرده بود