در آبی سیاه…

در آبی سیاه
کفاره های سفید
کنار تسبیح و تریاک
عقیق در انگشتر ابر
واعضای صورت ماکیان برایوان کبود
صدای صمغ دعا ،عود ، کنزالحسین
و نقش قرطاس تا ابد
تعمید فاتحه را از بوی ناس آغشته کنند
در پرده ی نقال
شراب شمایلی در ظهر شراب
و دو شمع دخیل بستر خویش
خاک طعم تو را می داد
درخت می لرزید
و خمر کامل بود