خالی خیالی بر پوست…

خالی خیالی برسواحل پوست پوسید
وگـنجی گندید درغارنصف النهارعاج واژدها
برعرشه های کشتی ت
ای دوست ای شاه باد باکره برباروی دو بلوط
ای ناخدای  دو قطب نما دربازی دُوز و لوبیا
روزی به ستاره قطبی
استوای لنگر را
.خواهی باخت