امروز اگر…

امروزاگر توانستی بتاب 
باران است…
امروز برعضلاتی که خواهی گرفت
چه ماهی کرد مگر
و بتاب بر چاله ای که
عین دریا چه ای که
مثل کف دست هام خشکید
نبود گود ته جیبم و رفت حباب
روی ابرویم صاف ترکید
وتا تهــ   مرداب ماه و پروانه رفت
مور و ملخ ماند برایم …
و جز منی که دیگر چه خدای من
من که دیگر نمی کند بخار
درکدام دال بخایم !!!
مه دیواراست نه
نه یار است نه دیار است
نه در پاره های مه نه نه نه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوش