سود خالص سرسام…

سود خالص سرسام هفت یقه داشت
دالبر سالیانه حناق منقطع می گشت
دره ی دامان تو امتداد
دست داشت در زبانه های ذوق دود
شعله ی خاموش آتش سیگار
در دشت تنها شقایق عاشق گم می گشت
وا مانده بود تورق اوراق سگی
واق میکرد
او هستی ماتم را به دامان تو انداخت
که مهستی داشت در گور
گورستان غم مونث بود
زنگ می زد دوچرخه ای که بی سوار
به گوش می رسید چرخ گوشت
تکراری بود از مکررات نا شنوا
که بسیاری بی خطوط
نا گریزی سیاه تر را تیره می کرد
افق تکراری بود در
آسمان سیاه بی ستاره ای که تو
دیگر در جِرم خود نپوسید جُرم او
بی نهایت فردی بود برای هر جمعیت
پستی هر کسی را صدا خفه میکرد
تو بی کسی را خفه کردی
او برای کسی
تو برای هیچ کس
کرکسی

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s