یازده فقره ی کوتاه ـ کفتارورنگین کمان ـ

۱.
کفتار پیر راه میرود بی پیرایه
هیچ چیز ندارد تا
به رویش باز کند
به خود می باشد
و با این رو زخمی ست
۲.
فقرات مار پر دارد
مار ندارد
دارد در می آورد
از رفتار گربه
۳.
باران با قراری از جدال
سرب را با او زیر گودال کَنده است
نقشه ی خالی قرمز
بر پشت تپه ای از عصای مقتول
۴.
شمایلی راه راه است بیم
درد میکشد پای سوار
خمار است کشاله ی مادیان
کورمیشود درشادیِ ناگوار
۵.
مایل خون آلود برای هیکل خون
وجنونی جان گرفته
عقرب لخته های چکیده ی تردید
در تاب آینه ـ کژدم ـ
۶.
با کم گرفته از کمِ بی پایان
بی راه با کوزه ی خالی
و کِیف مرده در هیبت ملاقاتیِ حزنِ دود اندود
سکه ای دردستگاه تناسلی حلزون
۷.
بلعیدن صخره دور میزند روی حکم استعاری کوه
و استتار گور که مادرانه زنده است
زیر جنگلِ گورها
درختی زنده دراشتهاست
برای که به صدا در می آید شاخه ی ابر
برای که – نمیداند – شکار
۸.
از من درون بدرود
از بیرون بی درون بدرود
از دوای نهالان بدرود
از دونده ی بی خستگی بدرود
از هر که می شناسم بدرود
۹.
فصل تر از بی پایم
که سقوط کرد روی ویلچر
برای یک دسته مورچه
۱۰.
مو را با استعاره کاراست
و مورچه زاده نشد روی آن کار
سپس موی درون از رستن گورها
و رستنگاه ِ گور به مور بعدی
و بوی مورچه بر ذره بین سوخته
ـ موی دودی از روی ها خورده ـ
۱۱.
کفتاربی پاسخ کجاست
سوال صخره های بی کفتار
راه رفته برکلوخ خون
کفتار بی پاسخ در رنگین کمان

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s