در مراسم تدفین مرد باردار

در مراسم تدفین مرد باردار
چندی سالِ نابکار
به درگاهِ گچ بُری نگاهی انداخت تا ببیند
که به ظاهر شادی و کمی در پشت در
درپی تصویرِ کج ت در محل ماضی بی قَمر
به عقربی غمگین شباهت پیدا کردی
نیشی که از تودرهیچ کس پدید نمی آید
به تلخی الکل
و روزی که این روزها روزی توست
در شبی که از تلخی روزگارت
مژه های ما بعد از چشمک های استوار
در پایگاه نظامی پیش کش
و اگر بر گردی بهتر که باقی عمر
به وقفه های بی خودی برای خودت خامتر
توی گلوی خود
بازی که زلف خود را با ثقیل
در گود برداری به زمین زد
برای تجاوزازاحترام تو به گوش
فکرهای گلخانه ای در اتم
مهری که بر پیشانی تقدیرم
تصویر ماتم را در دید این جماعت حشری
شطرنجی کرد
خدا شیطان است
از هشت سرنیزه ی استوار بر تف
و کشتن تو را
که وظیفه ای شرعی است
از آوردن نیاز جنسی خود
چون پاسخی که تو به ریختن منی
خون ت را به روی زمین
تف بر تمام این کثافت کبود
ای کثافت چرکین
ای جن کافور بر کفر چهره ات
تف بر تو

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s