از بدنم …

از بدنم به بعد
از بدن ها به بدنم
میگردم

رخت خواب
توی تنها
دنبال نیستم

خود را  به خودم
به همین بدنی که بر دهن
و نخوابیدن بعد
و کشیدنم

تا خودم نشوم
تا کجا من جدا بشوم

 این  کرکس نازک
به طناب کرگدن
از گوش و گردنم
سوزن به نخ هوا دوخت
او با میخ  ته گرد هم
  از سوراخ لوزیِ تو و طویله ات
بر دروازه های درز پرچم ام
باران دهان و بغض از تف معکوس

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s