از دم درخت…

کو سه
کوسه ماهی گرسنه
کو قرص نان این سفره ی ماه گرفته
کدام خورشید
کدام مرهم برهنه
در روز زخم های جاودان
بگرد بر درد آرواره ی آهوان مرده بر دهان
کو سِحر
کوسه ماهی گرسنه
بگَرد
بر گِرد شکار
ای واجب طعمه ی مچاله رویای کابوس مدت
این که کوتاه مکانِ معلق ممکن بیم ناک یگانه 

بی گانه باکین است
این نیم اشاره که
نا محال وی
دیگر نیست نگه دار خداش
بی نیمِ دیگر
یک درخت فقط که
دم از  غم تبر میزد
که بی غم از خبر داشت
بیشتر از تب اش
فقط داس

2 نظر برای “از دم درخت…

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s