منت خدای را…

منت خدای را
به زمین نشست
مدتی نداشت تبر
تنی که وا مانده بود
مبتنی برزمینه ای که برشدت معطلی اش داشت
که ناشی از ما بین ما بود تا
واندام نا تنی اش که در این بین از میان می رفت
نا بینا به
دردهای نا تنی ش می کرد از غیر و
می نشست در متن بی تن یک درخت

پدری که نسبت ناتنی ش از دور
و با تبر آشنای نابینا بود
ماتحت خود از کمر برداس
خدای خود از زمین برداشت
به هوا برگشت

 

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s