غمگینم که چیست…

غمگینم که چیست شد 
کیست که سایه وار  از میان به درم داد که بگذرم از همه چیز 
 از چه می نویسی به شوی آخرین فریب شبی که خوابید کنار تو
تا با کلاه آ ی خود ز باد قطبی جان به طبیعت بی جان ببرم !
دست های تو خود به چه می نویسی
به چه انگارم نگاری که نه
چ
ه می نگارم و چه غیر نه انگار که نگارم وای که چه
تو را خود به تو کیش و مات شد و
پات طی دو ماه جای پاست تنها دراین جاده ها
سر به نیست کن پا به هستی تا 
زهر مار شو   راه بکش به گم  بگو در دیار بود
 که گفتگو پی به گور او شنود
آن دانه ی کبود
که تو را سر به مهر و مهر تورا به تف بجوش
ای مو به موی تو را
زهر مار

در رگانم خون تو جوشیده بود
در تمام عمر 
پا وا مکش
ای واپسین
از لالایی ناپدید خود
که از راه میرسند
حرام شد
حرام

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s