دودکش منفرد سیاه…

دودکش منفرد سیاه
تنها ازصدای  غول پر میشد
و کاه دان تنفس
از گربه های موریانه خورده ی پر خون
برگ های بی جهت را هرس میکرد
موج هیکل کفهای بی ناف در پشت مشجر قار

گاومیش های محدود در املای نر را می چراند
وعصای مادرزاد
در جغرافیای  محال  شلاق  می کشید

پایه ی مفقود پرگار ستاره شناس

بر راه شیری می شاشید
و خون از  دماسنج فلج
دب اکبر را ذوب میکرد

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s