ای دست من…

ای دست من 
تو را دوست دارم
اینکه  هستی  برای همان که گفتم کافیست
و این عاشقانه را وقتی
که زیر تنم جمع  کرده ای خودت را مثل گربه ها
و فرو کرده ای  روی متکام سر
مینویسم
هرچند که قصدی نداشتم از قبل اما 
گاهی روی تنم مثل گوشت اضافه ای و می افتی روی در و پنجره ها
آزاری هم که نداری برای من
اگر سودی نمیرسانی
و همین که کمی هستی که  دست و دل ات به هیچ کاری نمیرود
عاشقم کردی

اگر توی سرم خوردی مثلا
نه از روی پا جفتی

یا زخم خودت را کندی مدام
نه بی خودی شاید
و یا شکستی با سنگ

اصلا بیا دست بردار از سرمن
و انگشت وسط   را بیا بگذار مرکز همین جا که هستیم
تا برای مخاطبی که خود را تا این سطر رسانده به سختی
جالب باشد
و آخر این عااشقانه همین  یک انگشت
که همان یک دستی است
واگر هنوز نرفته
تا همین جا هم دو دستی  یک مشت
بزن

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s