درمحل وقوع جنایت…

یک کاسه اشک بیاوردم
برای یک ظرف خرما
یک قالب نم
و ظرفی از حلوای قهوه ای رنگ برای مجلسی که زر
همین حوالی غریب شنبه شب
برای مرگ این
کام تان را به همین حلوا خلوت کنید
من مرده ای عزیزم ببینید
اینجا دراز کشیدم زیر زمین
و می ترسم نکند برای همین قهوه ی قالب بمیرم 
از رگم نیست بی رگی از گردنم هست نزدیک من
مرا می کشداین کبرای اصغر به زمین
گمان کرده اند
من حرام شدم همین
و همان و کمین کنند در زمان و مرا به زیر زین رها کنند
منصور و حلاج را به حج
آخور به میخ طویل
من حرام شدم  یاهو را ببند
من حرام شدم یابو را بگیر
من با توجه به این لطف و مرحمت حجامت شدم در قامت تقویم
من امروز قیامت مقتول ام ای قاتل
این را من ما قبل قتل گفتم ام
در محل وقوع جنایت

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s