مرغ نی…

مرغ  نی نوای ننگ می نواخت
دل هوای در
جناغ یاد یار در خاطر تنگ می شکست

باغبان بوته های اشک می گرفت
وداع ناله در وفای سنگ

4 نظر برای “مرغ نی…

  1. مرغ، نی نوایِ ننگ می نواخت.
    دل هوایِ در،
    جناغِ یادِ یار، در خاطر تنگ می شکست.
    باغبان بوته های اشک می گرفت.
    وداعِ ناله در وفای سنگ…..
    ببخش که این علامتا رو به شعرت اضافه کردم. فقط می خواستم بگم اینجوری خوندمش.
    بازم ببخش که اظهار نظر می کنم ولی به نظرم خط آخرناتمام میاد. نمی دونم عمدا ناتموم گذاشتی یا نه ولی من نتونستم معنیشو بفهمم در صورتی که خط های قبلی خوب نشستن کنار هم و دارن معانی خاصی رو منتقل می کنن. شایدم من بد خوندم.

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s