درمحل وقوع جنایت…

یک کاسه اشک بیاوردم
برای یک ظرف خرما
یک قالب نم
و ظرفی از حلوای قهوه ای رنگ برای مجلسی که زر
همین حوالی غریب شنبه شب
برای مرگ این
کام تان را به همین حلوا خلوت کنید
من مرده ای عزیزم ببینید
اینجا دراز کشیدم زیر زمین
و می ترسم نکند برای همین قهوه ی قالب بمیرم 
از رگم نیست بی رگی از گردنم هست نزدیک من
مرا می کشداین کبرای اصغر به زمین
گمان کرده اند
من حرام شدم همین
و همان و کمین کنند در زمان و مرا به زیر زین رها کنند
منصور و حلاج را به حج
آخور به میخ طویل
من حرام شدم  یاهو را ببند
من حرام شدم یابو را بگیر
من با توجه به این لطف و مرحمت حجامت شدم در قامت تقویم
من امروز قیامت مقتول ام ای قاتل
این را من ما قبل قتل گفتم ام
در محل وقوع جنایت

خدای من…

این همه اشک
پایان اش با خداست
خدای اشک های بی پایان
سه نقطه برابر مرگی فجیع
بی شک خدا همان جاست
بی شک خدای این بی پایان است
او برای این پاهای من
که جمع میشوند درون این شکم
بی شک خدای این شکم می داند
که دلم شکسته است بارها و بارها و بارها
و اشکم هست بر پشت این دری که بستم با این دست
خدای بی دست و پای مست
خدای من است
خدای من

و آزاد میگردم…

و آزاد می گردم
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما

و این مرگ را خواهم کشت
مرگ بر تو باد
مرگی که کشتم
و دیگر از چنگال من نخواهی یافت
ای تو
این تو و این تمامی آنچه باقی مانده است
این گاو
خونی از باد داشت
چو قربان شد
این گاو تا ابد در پستان طوفان
شیر خواهد داد
بر تعفن فاتحه ای که فوت کردی
بر گوری که کندی
برای من
نفرین بر پستان مادری که داد
وپدری که می کرد
مکید
نفرین بر شما باد
و این شعر
گاوی خونی است
در مرداب
نفرین بر شما باد

نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شمانفرین بر شما
نفرین بر شما

 نفرین بر تمامی آنچه ساختید نفرین بر بنای سنگ یاد بود

نفرین بر تندیس خونینی که از من ساختید

نفرین بر شما
نفرین بر شما
نفرین بر شما

این جیغ
تو را خواهد درید
و پرده خواهذ افتاد
این پرده ی کبود
کبود می شود
پرده ای کبود و می ماند