کوله پشتی لاک پشت…

کوله پشتی لاک پشت را به دوش داشت
و پیش می رفت
با خار پشت پاش تاول داشت
دلش آش پشت پای خار را می خواست
و پاش به پشت خاری که دیگر بس
  دو حرف در سایه می گرفت
و رفت

3 نظر برای “کوله پشتی لاک پشت…

  1. از این یکی خیلی خوشم اومد. می دونی دوست من، چیزی که برای من تو نوشته های تو جذابه جریان سیال ذهنیه که از واژه شروع می شه و در واژه ها حرکت می کنه.
    طبیعیه که انسجام معمولی که آدم انتظار داره توشون نمی بینه. ولی من معتقدم انسجام دارن. و انسجامشون در نویسنده ست که پی هر واژه رو مثل یه نخ که به خودش وصله رها نمی کنه و حساش رو می ریزه توش.
    اینو دوست داشتم چون اون نخ جایی گسسته نبود. منو از یه نقطه به یه نقطه دیگه برد و همین جذابش می کرد. برخی از نوشته هات نمی دونم به چه دلیلی یکباره گسسته می شن و خواننده یه جایی رو هوا می مونه.
    به هر حال من، خواننده ی گسسته ها و ناگسسته های شما هستم.
    :)
    شاد باشی

    دوست داشتن

      • کوله پشتی لاک پشت رابه دوش داشت
        و پیش می رفت
        با خار پشت پاش تاول داشت
        دلش آش پشت پای خار را می خواست
        و پاش به پشت خاری که دیگر
        ز لبهای نرم اش که تبخال
        تا بنای کشیدن به روی تب
        میزد پشت تاول
        پشت چشم اش پیش و
        بس دو حرف در
        سایه میگرفت
        و رفت

        دوست داشتن

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s