دو روز مرده …

دو روز مرده بودم
کسی کاری به من نداشت
جز مادرم
مرده شوی دستهای کبود مرا می کشید
بعدها دستهام کنار من نبود
و مادرم
بر بام امامزاده ای می خزید
شاید
اونیز مرده بود

2 نظر برای “دو روز مرده …

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s